

فراموش شدیم و کسی یادمان نمیکند
در تاریکی کسی سعی در نجاتمان نمیکند
منجی هایی آمدند به قصد فریبمان
همه در خوابی عمیق کسی بیدارمان نمیکند
اترس
برچسب:
نویسنده: سپیده مرادیان


نیش زخم روزگار برتنیده بر تنم
جمله این ناراحتی پرکشیده بر منم
ببر قدرتمند من سایه افکنده سرم
من قوی همچون پلنگ شیر درنده منم
درخودم تنها ولی ایستا همچون علم
کس نمیداند مرا خواب و رویای سرم
اترس
برچسب:
نویسنده: سپیده مرادیان
اترس شاعر یخیاشعار علیرضا جوان بختشب ارزوها تو تنها تکیه گاهی ای خدای لایناهیعزیزی مهربانی ای همه لطف و پناهیتورا من میپرستم ای همیشه سر پناهیبزرگی ای همه هستی تو تنها تکیه گاهیتوانا قادر مطلق تو چونان بارلاهیتویی عاشق تویی معشوق همان نام خداییشب هجران به سر آمد خدای بی پناهیمنم امشب دعا گویم ثنا آنچه تو خواهیجوهرنور (شاعریخی)
برچسب:
نویسنده: سپیده مرادیان


ایستادم تا خرد را در تو بیدار کنم
تا که بالهای سفیدت را پدیدار کنم
اترس
برچسب:
نویسنده: سپیده مرادیان


گر تو خواهی شهرت و جاهو مقام
مغرور و خود مختار باش
گر تو خواهی عزتی دیرینه ای
مهربان و خاکی و پربار باش
اترس
برچسب:
نویسنده: سپیده مرادیان


عاقبت می ماند از ما پوسته ای خالی به جا
برچسب:
نویسنده: سپیده مرادیان
اترس شاعر یخیاشعار علیرضا جوان بختلشکر تنهاطلب کردم ز تو عشقی پر از آتشغافل از آنکه تو در فکر دیگر بودیبرایت خانه ای زیبا بنا کردم پر از عشق غافل از آنکه تو در فکر سفر بودی به پایت ریختم بود و نبودم را غافل انکه برای قلبم تو یک خطر بودیدر این جنگ های پی در پی بریدم من نه صدها نه هزاران تو تنها یک نفر بودیشاعر یخی
برچسب:
نویسنده: سپیده مرادیان
برچسب:
نویسنده: سپیده مرادیان
برچسب:
نویسنده: سپیده مرادیان